پايگاه تحليلي - خبري ايران بالكان : گفت‌وگوي انديشمندان ايران و تركيه
چهارشنبه، 30 آبان 1397 - 19:35 کد خبر:29860
گروه گزارش و تحليل


گزارش نشست «گفت‌وگوي انديشمندان ايران و تركيه؛ چشم‌انداز مناسبات دوجانبه و منطقه‌اي»

نشست «گفت‌وگوي انديشمندان ايران و تركيه؛ چشم‌انداز مناسبات دوجانبه و منطقه‌اي» با حضور و سخنراني دكتر جنيد آكالين (استاد روابط بين‌الملل و ارتباطات در دانشگاه آرل استانبول و عضو كميته اجرايي جامعه دانشگاهيان تركيه)، دكتر كورشاد ييلديز رئيس سابق شاخه استانبول جامعه دانشگاهيان تركيه، دكتر جعفر حق‌پناه (معاون سابق پژوهشكده مطالعات راهبردي)، سيدعلي قائم‌مقامي (كارشناس مسايل تركيه)، محسن پاك‌پرور (رئيس بخش آسياي مركزي و قفقاز دفتر مطالعات سياسي و بين‌المللي وزارت امور خارجه)، ابراهيم فراهاني (كارشناس مسايل تركيه در پژوهشكده مطالعات استراتژيك خاورميانه) و دكتر علي كاليراد (استاديار دانشگاه تهران) با حضور جمعي از پژوهشگران و كارشناسان از ساعت 15 تا 18 شنبه 26 آبان 1397 در محل بنياد مطالعات برگزار شد. اين نشست توسط بنياد مطالعات قفقاز و با همكاري دانشگاه علامه طباطبايي برگزار شد.

در ابتداي نشست دكتر آكالين موارد زير را بيان كرد:

- شكي نيست كه آمريكا و اسرائيل در پشت پرده ويراني‌ها و بي‌ثباتي‌هاي خاورميانه قرار دارند.
- آمريكا دشمن است و يك دشمن بزرگ و قوي؛ كشورهاي منطقه به تنهايي ياراي مقابله با يكجانبه‌گرايي‌هاي آمريكا را ندارند و بايد
دست به ائتلاف‌هاي منطقه‌اي بزنند
- ما ايده تشكيل اتحاديه پنج كشور ـ پنج دريا (شامل ايران، تركيه، سوريه، عراق و جمهوري آذربايجان كه دسترسي به مديترانه،
درياي سياه، درياي اژه، خليج فارس و درياي خزر دارند) را مطرح و دنبال مي‌كنيم.
- اين پنج كشور در منطقه‌اي قرار دارند كه اروپا به آسيا متصل مي‌شود و از لحاظ راهبردي اهميت جهاني دارد.
- ايران و تركيه در اين اتحاديه جايگاه مهمي دارند.
- ايران و تركيه از معدود كشورهاي جهان هستند كه هيچ‌گاه مستعمره نشده‌اند و همواره استقلال خويش را حفظ كرده‌اند.
- سوريه، عراق و جمهوري آذربايجان نيز كشورهاي مهمي هستند و ظرفيت رشد و پيشرفت و ارتقا را دارند.
- تركيه و ايران مي توانند نقشي كه آلمان و فرانسه در اتحاديه اروپا دارند را در اين اتحاديه ايفا كنند و به‌عنوان لوكوموتيو اين اتحاديه ايفاي نقش كنند.
- اين اتحاديه مي‌تواند براي منطقه ثبات و آرامش و شكوفايي را به ارمغان آورد.
- تحقق اين اتحاديه پروژه آساني نيست و كار امروز و فردا هم نيست اما بايد به اين ديدگاه باور داشته باشيم.
- ما در تركيه داريم راجع به اين ايده صحبت مي‌كنيم، ده سالي است كه به آن مي انديشيم. اتفاقاتي كه در سطح منطقه و جهان دارد مي‌افتد در عمل تشكيل اين اتحاديه را به ايران و تركيه ديكته مي‌كند.
- تشكيل اين اتحاديه سبب مي‌شود كه عراق و سوريه كه از جنگ‌ها و بحران‌هاي ممتد بسيار آسيب ديده‌اند بتوانند تماميت خود را حفظ كرده و از خطر تجزيه و فروپاشي برهند.
- ما تجربه همكاري موفق در قالب نوعي از ديالوگ و تشريك مساعي را داريم. براي مثال فرآيند آستانه يك الگوي موفق است كه ايران و تركيه و روسيه موفق شدند در مديريت يك بحران بزرگ، ايالات متحده را كنار بگذارند.
- روابط ايران و تركيه در حوزه سياسي رو به پيشرفت است و ما از اين بابت راضي هستيم. براي توسعه روابط اقتصادي هم ما مانعي نداريم.
- در روابط اقتصادي ايران و تركيه يك عدم تعادل وجود دارد. تركيه سالانه 10 ميليارد دلار نفت و گاز از ايران وارد مي‌كند در حالي‌كه مجموع صادرات سالانه تركيه به ايران، 3/2 ميليارد دلار است.
- تركيه نمي‌تواند مطالبه آمريكا جهت عدم واردات انرژي از ايران را بپذيريد زيرا تركيه 50 درصد نفت و گاز خود را از ايران وارد مي‌كند.
تركيه توسط آمريكا به مدت شش ماه از تحريم‌هاي انرژي اعمالي بر ايران معاف شده است بعد از اين موعد آمريكايي‌ها مجدد شرايط را بررسي خواهند كرد.
- اگر راجع به روابط ايران و تركيه صحبت مي‌كنيم نبايد به مولفه‌هاي سياسي و اقتصادي بسنده كنيم، فاكتور بسيار مهم ديگري نيز وجود دارد و آن فرهنگ است.
- در دوره جنگ سرد بين ايران و تركيه فاصله افتاده است، ما بايد با هم گفت‌وگو و مراوده داشته باشيم بايد در جهت مفاهمه و درك بيشتر نسبت به يكديگر گام برداريم.
- ما جمعي از اساتيد دانشگاه در تركيه از رشته‌هاي مختلف هستيم كه علاقمند به توسعه روابط ايران و تركيه هستيم و با هدف ارتقاي مفاهمه و گفت‌وگو و يافتن زمينه‌هاي همكاري و روابط گسترده‌تر بين دو كشور به تهران آمده‌ايم. ما همه حوزه‌هاي روابط از بخش‌هاي اقتصادي و فرهنگي تا مباحث علمي و حتي موضوعات وزرش و جوانان را مد نظر داريم.
- بايد اعتراف كنم كه كار ما سخت است زير انديشمندان تركيه بيشتر به سمت غرب گرايش دارند. غرب را ملاك قرار مي‌دهند و نگاه‌شان به سوي غرب است. اين ميراث فعاليت‌هاي فرهنگي و سياسي و اقتصادي آمريكايي‌ها در تركيه در دوران جنگ سرد است.
در حوزه گردشگري اكنون شاهد يك توسعه چشمگير در روابط دو كشور هستيم. گردشگران ايراني در شمار بسيار زياد به وان سفر مي‌كنند، اكنون نيز شمار زيادي از ايراني‌ها از ترابوزان ديدار مي‌كنند.
- به نظر من هنر ايران به ويژه سينماي شما، ياريگر خوبي براي ارتقاي روابط است. عباس كيارستمي در تركيه شهرت زيادي دارد. اصغر فرهادي نيز سينماگر شهيري در تركيه است. مهم‌ترين و بزرگ‌ترين جشنواره فيلم تركيه به‌صورت سالانه در آنتاليا برگزار مي‌شود، امسال اصغر فرهادي ميهمان ويژه اين فستيوال بود.

در ادامه دكتر جعفر حق‌پناه گفت:

- طرح تشكيل اتحاديه «پنج كشور ـ پنج دريا»، يك طرح آشنا و مسبوق به سابقه است. در اواخر دهه هشتاد شمسي، جمهوري اسلامي ايران تشكيل محور «ساعت» با حضور سوريه، ايران، عراق و تركيه را پيشنهاد داد كه تفاوتش با اتحاديه «پنج كشور ـ پنج دريا» صرفا عدم حضور جمهوري آذربايجان در محور ساعت بود. اين محور كه معطوف به ارتقاي همكاري‌هاي منطقه‌اي و تشريك مساعي براي بهبود ثبات و امنيت و شكوفايي اقتصاد در منطقه بود، متاسفانه به دليل بحران‌هاي خاورميانه و به ويژه بحران سوريه به مرحله تحقق نزديك نشد.
- بحران سوريه انرژي‌هاي كشورهاي مسلمان منطقه را به شكلي چشمگير كاهش داد.
- شكي نيست كه كليه تحولات مهم در منطقه ما بايد با حضور و كنشگري ايران و تركيه به انجام رسد. اكنون كه موعد بازسازي عراق و سوريه فرارسيده است، مسأله همكاري ايران و تركيه از اهميت بالاتري برخوردار مي‌شود.
- ايران و تركيه قدرت‌هاي مركزي (central power) هستند يعني عضو هيچ مجموعه امنيتي منطقه‌اي نيستند و همزمان مي‌توانند چند خرده نظام امنيتي را به هم پيوند دهند. به اين جهت اين دو كشور مي‌توانند نقطه اتصال پيرامون‌شان با ديگر مناطق هم باشند. مثلا ايران مي‌تواند نقطه اتصال شبه قاره، افغانستان، قفقاز و خاورميانه باشد و اين اهميت ويژه‌اي به اين دو كنشگر اصلي منطقه مي‌دهد.
- اگر تركيه بخواهد نگاه به شرق داشته باشد، ايران مي‌تواند در حوزه ترانزيت نقش مهمي براي ياري تركيه ايفا كند. اگر تركيه بخواهد به آسياي مركزي، افغانستان و يا پاكستان وصل شود ايران مي‌تواند محمل اين ارتباط باشد. همچنين ايران عضو كليدي كريدور شمال ـ جنوب است كه آن‌هم مي‌تواند براي تركيه فرصت‌ساز باشد.
- باثبات‌ترين مرزهاي خاورميانه در چهارصد سال گذشته مرزهاي ايران و تركيه بوده است. بي‌شك گروه‌هاي تروريستي نظير «پ ك ك» نمي‌توانند در اين مهم خللي ايجاد كنند.
- در مورد عدم تعادل در موازنه تجاري ايران و تركيه به نظرم با اعمال تعرفه‌هاي ترجيحي اين عدم تعادل برطرف شده و موازنه تجاري بين ايران و تركيه در واردات و صادرات طرفين پديد آمده است.
- البته حجم فعلي مناسبات اقتصادي با ظرفيت‌هاي واقعي و همچنين چشم‌اندازهايي كه توسط سران دو كشور براي تحقق حجم 30 ميليارد دلاري در تجارت فيمابين ترسيم شده بود، فاصله دارد.
- اين واهمه وجود دارد كه تحريم‌هاي ايالات متحده به حجم كنوني روابط تجاري دو كشور نيز آسيب برساند.
- قضايايي نظير اقدام آمريكايي‌ها عليه هالك بانك و همچنين وجود مولفه فتح‌الله گولن در مناسبات تركيه و ايالات متحده اين چشم انداز را ترسيم مي‌كند كه احتمال دارد تركيه نتواند در سري جديد تحريم‌هاي ظالمانه آمريكا عليه ايران، همانند تحريم‌هاي پيشين، به ايران در جهت مقابله با تحريم‌ها ياري رساند. البته به نظر من كشوري كه داراي جايگاه يك قدرت منطقه‌اي است و براي خود پرستيژ و اعتباري در اندازه يك قدرت منطقه‌اي قائل است نمي‌تواند در برابر فشارهاي آمريكا براي تحريم همسايه و شريك خود گردن فرود آورد. از اين‌رو به نظرم تركيه از لحاظ اعتباري هم كه شده تسليم فشارهاي آمريكا براي همراهي با تحريم‌هاي ظالمانه عليه جمهوري اسلامي ايران نخواهد شد.

در ادامه دكتر علي كاليراد گفت:

واقعيت اين است كه ارائه پيشنهاد تشكيل ائتلاف بين دو كشور، به‌خصوص توسط طرف تركيه‌اي، مسبوق به سابقه است و دست كم به قرن 19 بازمي‌گردد. البته اين پيشنهادات همواره در برهه‌هايي صورت گرفته بود كه تركيه با مخاطراتي مواجه و به نوعي در تنظيم روابط خويش با ديگر قدرت‌ها به مشكل خورده بود و همين مولفه و برخي ديگر از فاكتورهاي اثرگذار نظير نگاه تاكتيكي تركيه به شكل دادن اين سطح از همكاري‌ها با ايران و فقدان بنيان‌هاي فكري ضروري، در نهايت مانع از شكل‌گيري اتحاد و ائتلاف در سطح مطلوب و مورد انتظار طرفين مي‌شد. تنها در يك دوره از تاريخ معاصر شاهد شكل‌گيري نوعي همكاري جدي در سطح الگويي از اتحاديه بين دو كشور در دهه سي ميلادي بوديم كه اقدامات عملي با بينش راهبردي توام شدند و در نتيجه اراده‌هاي طرفين در جهت ارتقاي همكاري‌ها به بار نشست. اميدوارم كه با توجه به تجارب ارزشمند و ديرپاي ديپلماتيك اين دو كشور ريشه‌دار منطقه و سوابق همكاري‌ها و دستاوردهاي اخير در مناسبات فيمابين، اين نوع ابتكارات و پيشنهادها كه اكنون از سوي برخي نخبگان دانشگاهي شاخص مطرح مي‌شود زمينه‌ساز شكل‌گيري نوعي همكاري جدي و راهبردي بين دو كشور برادر و دوست شود.

در ادامه آقاي سيدعلي قائم‌مقامي گفت:

- صحبت‌هاي دوستان در مورد تشكيل اتحاديه با همكاري ايران و تركيه نويدبخش و مثبت است اما بايد توجه داشته باشيم كه تركيه به عنوان عضو ناتو و متحد ايالات متحده آمريكا منافع و محدوديت‌هايي دارد كه تحقق همكاري‌هاي منطقه‌اي را دشوار مي‌كند.
- ديروز آقاي اردوغان و ترامپ با يكديگر در مورد همكاري جهت مقابله با تروريسم صحبت كرده‌اند و از همكاري‌هاي دو كشور سخن رانده‌اند. اين در حالي است كه تركيه در غرب فرات در حال همكاري با آمريكا است و از سوي ديگر شرق فرات كه در دست PYD و در واقع در دست آمريكا است يك دغدغه و نگراني نظامي ـ امنيتي براي تركيه است. يعني تركيه در غرب فرات همكار آمريكا و در شرق فرات دشمن آمريكا است. با اين انشقاق‌ها و اختلافات صحبت كردن از همكاري همه‌جانبه آنكارا ـ واشنگتن ضد تروريسم قدري اغراق‌آميز به نظر مي‌رسد.
- البته نبايد از خاطر برد كه تركيه و آمريكا متحد يكديگر هستند.
- شبكه‌هاي رسانه‌اي مختلف تركيه از «خبر ترك» گرفته تا «سي ان ان ترك» تا «TRT» به صورت مداوم ميزبان تحليلگراني هستند كه عليه جمهوري اسلامي ايران سخن‌پراكني مي‌كنند و ايران را توسعه‌طلب معرفي مي‌كنند و مدعي مي‌شوند كه ايران در صدد اين است كه از سويي گستره حضور خود را تا مديترانه بسط دهد و از سوي ديگر در افغانستان و ديگر مناطق در حال بسط نفوذ خود است. با چنين هجمه‌هاي دامنه‌دار رسانه‌اي توقع اينكه افكار عمومي تركيه نسبت به جمهوري اسلامي ايران مثبت باشد و مثلا زمينه شكل‌گيري يك اتحاديه با نقش كليدي دو كشور فراهم آيد دور از ذهن به نظر مي‌رسد.
- تركيه مي‌گويد كه چون آمريكايي‌ها سامانه ضد موشكي پاتريوت را به اين كشور نمي‌دهند در صدد خريد سامانه دفاع موشكي اس 400 از روسيه است. در حالي‌كه عراق در اشغال آمريكا، متحد تركيه است و سوريه نيز از لحاظ آفندي و پدافندي در اختيار روسيه است، تركيه در فضاي تهديد از سوي كدام كشور به دنبال استقرار سامانه هاي ضد موشكي است؟ آيا تركيه از سوي ايران احساس خطر موشكي دارد؟
- ايران و تركيه تهديد عليه هم نيستند. روشنفكراني كه از تهديد ايران عليه تركيه سخن مي‌گويند يا صداقت ندارند و يا مطلع نيستند. اكنون در مديترانه شرقي كنسرسيومي شامل آمريكا، انگليس، اسرائيل و قبرس شروع به حفاري در حوزه منابع مشترك با تركيه كرده اند و كشتي‌هاي جنگي هم اين حفاري‌ها را اسكورت مي‌كنند. آيا اين اقدام عليه تركيه نيست؟ سئوال من اين است كه چرا آن روشنفكراني كه مدام به ايران بدوبيراه مي‌گويند اين اتفاقات را نمي‌بينند و دوست و دشمن را تشخيص نمي‌دهند؟
يك مخاطره بسيار جدي براي منطقه و از قضا عمده كشورهايي كه در طرح مورد نظر شما با آن درگير هستند، تبعات زيست محيطي پروژه سدسازي موسوم به «گاپ» بر روي رودخانه‌هاي دجله و فرات در جنوب شرق تركيه است. شما مطلع هستيد كه مسأله ريزگردها در بخشهايي از ايران و عراق به يك بحران اساسي تبديل شده است و بخش مهمي از اين بحران ناشي از همين پروژه است. بحراني كه گريبان سوريه را نيز مي‌گيرد و تبعات ضد انساني گسترده‌اي را بر جاي مي‌گذارد. طراحي و سرمايه‌گذاري اين طرح از سوي شركتهاي صهيونيستي صورت گرفته است و به طور قطع مضرات و مخاطرات آن براي منطقه بر منافع آن در جهت توسعه كشاورزي در تركيه فائق است. به نظر من چنين مواردي به شدت مخل شكلگيري يك اتحاد واقعي و عملي بين كشورهاي ما است.

دكتر آكالين در پاسخ گفت:

- ما حمايتي از طرف دولت تركيه نداريم. ما انديشمندان وطندوست تركيه‌اي هستيم كه به ايران سفر كرده‌ايم تا با برادران ايراني‌مان صحبت كنيم. بيشتر نظرات شما را قبول دارم. نبايد از خاطر ببريم كه تركيه دومين كشور حساس در دوره جنگ سرد بود. آمريكا براي اينكه بتواند جلوي پيشرفت شوروي به سمت جنوب را سد كند، تركيه را حمايت و تجهيز كرد. اين حمايت تنها تامين سلاح نبود بلكه آمريكا روي افكار عمومي تركيه نيز كار كرد و آن‌را به سوي غرب سوق داد. گرايش‌هاي يوروآتلانتيكي و گرايش به آمريكا در همه سطوح و اركان تركيه رخنه كرده است.
- در مورد پروژه «گاپ» آنطور كه من ميدانم اين يك طرح ملي با سرمايه‌گذاري ملي در تركيه است و اساسا نميتوان از سرمايه‌گذاري و طراحي صهيونيستي و خارجي در آن سخن گفت. شايد شركتهاي خارجي در فرآيند طراحي و تخصيص سرمايه اين پروژه مشاركت داشته باشند اما اينكه ايده و طرح را صهيونيستي بدانيم چنين نيست.
- دو حادثه تركيه را وادار به بازانديشي و تامل در برخي سياستها و رويكردها كرد. نخست پديده «پ ك ك» و ديگري ويراني و قرار گرفتن عراق در شُرُفِ تجزيه بود
- بعد از سال 90 ميلادي با پشتيباني و حمايت آقاي هاشمي رفسنجاني روابط ايران و تركيه رو به پيشرفت گذاشت.
- بعد از حمله آمريكا به افغانستان و سپس عراق، ملي‌گرايي و ملي انديشي در تركيه توسعه پيدا كرد.
- طرفداران آمريكا در تركيه برنامه هسته‌اي ايران را طوري بازنمايي كردند كه گويا ايران برنامه هسته‌اي را عليه تركيه دارد پيش مي‌برد. آن هجمه تبليغاتي عليه ايران كماكان ادامه دارد. اما بايد بدانيد كه منتقدان آمريكا و طرفداران ايران روزبه‌روز در تركيه دارند بيشتر مي‌شوند. در واقع مي‌توان گفت كه فضاي ضد آمريكايي در تركيه رو به افزايش است و به موازات آن نگاه به همكاري منطقه‌اي نيز در اين كشور رو به تزايد است.
- اكنون يك مواجهه بين گرايش‌هاي غربي و ملي را در تركيه شاهديم
- آتاترك يك ارتش ملي بسيار قدرتمند را در تركيه بنيان گذاشت و اين ارتش در دوره جنگ سرد به صورت ممتد تحت تاثير هجمه تبليغات غرب‌گرايانه قرار داشت.
- عمده انتقاداتي كه شما نسبت به حزب حاكم تركيه كرديد درست است.
- اردوغان از حمله ايالات متحده به عراق در سال 2003 حمايت كرد اما در تحولات سال‌هاي اخير دارد از جناح آمريكايي فاصله مي‌گيرد و به جناح ضد آمريكايي نزديك مي‌شود.
- روند دور شدن تركيه از ناتو يك واقعيت است. اما نبايد فراموش كنيم كه جدا شدن از ناتو يك پروسه و روند است.
- هم مقامات ايران و هم روسيه و هم ناتو شاهدند كه تركيه دارد به مرور از ناتو دور مي‌شود.
- فرآيند آستانه يك تحول مهم است. در اين چهارچوب ايران و تركيه به ياري هم برخاسته‌اند و همچنين با روسيه همكاري مي‌كنند.
با توطئه و تحريك آمريكا هواپيماي سوخوي روسيه توسط جنگنده‌هاي F16 تركيه سرنگون شد و همچنين سفير روسيه در آنكارا ترور شد. اين توطئه‌ها براي بر هم زدن فضاي همكاري بين تركيه و روسيه بود اما روسيه با عقلانتيت و هوشمندي و طمأنينه برخورد كرد و اردوغان هم عذرخواهي كرد. اگر چنين نمي‌شد تحولاتي خطرناك به وقوع مي‌پيوست.
- شما حق داريد كه انتقاد كنيد از اتخاذ و پيگيري برخي رويكردهاي تفرقه‌افكنانه از سوي برخي از مقامات تركيه، چون برخي از آنها مسايل شيعه و سني را مدام مطرح مي‌كنند و برخي نيز به تفرقه‌افكني بين ترك و عجم مي‌پردازند.
- اين اقدامات هم براي تركيه و هم براي منطقه خطرناك است. دامن زدن به فرقه‌گرايي مذهبي بر خلاف قانون اساسي تركيه است.

در ادامه دكتر كورشاد ييلديز گفت:

- در دهه 90 ميلادي بابت عضويت در اتحاديه اروپا اميدهايي در تركيه ايجاد شد. اين اميدها مبتني بر اين بود كه تركيه با عضويت در اتحاديه اروپا از لحاظ اقتصادي مرفه‌تر و از لحاظ دموكراسي ارتقايافته‌تر خواهد شد.
- دولت اردوغان نيز در اوايل استقرارش قراردادي با اتحاديه اروپا امضا كرد و به آن مناسبت جشن بزرگي نيز برپا شد. اما بعد از گذشت يك دهه كليه آن ادعاها از ميان رفت و همه اميدها رو به نابودي رفت. به همين دليل مردم تركيه اتحاديه اروپا را منبع اميد نمي‌بينند.
بسياري از مردم به اين تلقي رسيده‌اند كه در دنيا بايد اتحادهايي وجود داشته باشد كه كشورها منابع‌شان را با هم به اشتراك بگذارند و به همكاري و هم‌افزايي همت گمارند. دوستي ايران و تركيه نيز چنين ظرفيت‌هايي را به همراه دارد.
مشكل وجود برخي پيشداوري‌ها در ما است. ما بايد به اين فكر كنيم كه پيشداوري‌هاي موجود در اذهان مردم و مقامات را چگونه بايد از بين ببريم.
- روابط علمي و فرهنگي و مناسبات بين هنرمندان و انديشمندان مي‌تواند به رفع پيش‌داوري‌هاي مخل در مناسبات‌مان ياري رساند و همچنين دولت‌ها را هم تحت تاثير قرار دهد.

در ادامه آقاي محسن پاك‌پرور گفت:

- ايده اتحاديه «پنج كشور ـ پنج دريا» ايده جالبي است، اما موانع جدي در جهت تحقق آن وجود دارد كه بايد به آنها فكر كرد و چاره‌انديشي كرد. اين پنج كشور داراي اختلافات ژئوپليتيك كاملا مشهود هستند. اختلاف ديدگاه‌ها در بين جوامع نخبه سياسي اين كشورها بسيار روشن است. اختلافه‌ها در ادراك‌ها بين مردم اين كشورها عاملي است كه دشمنان از كوچك‌ترين موارد آن كمال سوءاستفاده را مي‌كنند.
- مولفه‌هاي مناسبات با كشورهاي ثالث نيز در چارچوب اين اتحاديه مي‌تواند بسيار اثرگذار ظاهر شود. مثلا مولفه ارمنستان يا روسيه.
واقعيت اين است كه در سال‌هاي گذشته ايران و تركيه اراده بسيار خوبي براي توسعه همكاري‌ها به رغم كليه موانعي كه وجود داشته و يا در همين مدت حادث شده است نشان داده‌اند.
ايران و تركيه در گستره وسيعي از خاورميانه و خليج فارس تا قفقاز و آسياي مركزي، زمينه‌هاي پرشمار همكاري و رقابت را پيشِ روي خود دارند.
- در مناسباتي كه ايران با ديگر كشورها و به ويژه همسايگانش دارد نقشه فتنه‌انگيز رژيم صهيونيستي بسيار برجسته است. نمونه آن را مي‌توانيم در بحران‌سازي‌هاي اين رژيم در مناسبات جمهوري اسلامي ايران و جمهوري آذربايجان شاهد باشيم.
البته من وجوه خوشبينانه كه مورد توجه جناب آقايان دكتر آكالين و دكتر ييلديز قرار گرفت را نيز مشاهده مي‌كنم و آنها را قبول دارم.
اگر روابط صرفا رسمي و سياسي باشد احتمال اينكه جنبه‌هاي اقتصادي و فرهنگي مغفول بماند وجود دارد. من بر توسعه روابط از طريق انديشكده‌ها تاكيد مي‌كنم.
- تمام تلاش‌ها بايد معطوف به كاهش تنش‌ها و همه‌جانبه‌كردن مناسبات باشد.
- در موضوع قتل قاشقچي تركيه مديريت عالي و هوشمندانه‌اي انجام داد. ان‌شاءالله تركيه اين هوشمندي را در مناسباتش با جمهوري اسلامي ايران نيز به كار بندد.

در ادامه آقاي ابراهيم فراهاني گفت:

- واقعيت اين است كه سياست خارجي تركيه در سال‌هاي اخير نوعي بي‌ثباتي را به نمايش گذاشته است.
- از 2011 تا 2015 تركيه يك سياست همسو با ناتو را در پيش داشت و به بازيگر در زمين تحقق طرح خاورميانه بزرگ تبديل شد.
اما بعد از آزادسازي حلب توسط نيروهاي دولت روسيه و با همكاري ايران و روسيه و عدم حمايت ناتو از موضع تركيه، تركيه با تغيير جهتگيري‌اش در صحنه ميداني سوريه نگاه به شرق را در پيش گرفت و وارد بلوك آستانه شد.
- بعد از شكست داعش وارد مرحله‌اي شده‌ايم كه مي‌توان گفت كه بلوك آستانه تا حدودي كارايي خود را از دست داده است. مصداق آن نشست اردوغان و پوتين در سوچي است به نحوي كه نشست سه‌جانبه تهران را به نوعي تحت‌الشعاع قرار داد. در ضمن اردوغان توانست در استانبول بلوكي اروپايي تشكيل دهد كه در عمل به نوعي كنار گذاشتن ايران از روند تكاپوهاي معطوف به حل و فصل بحران سوريه بود. البته اين بدان معنا نيست كه موضع ايران بي‌اثر يا كم‌اثر شده باشد. بحث من رويكردها و دگرگوني‌هاي دائمي سياست خارجي تركيه است.
- مشكلي كه اكنون در مسير حل بحران سوريه وجود دارد اين است كه دولت تركيه دولت بشار اسد را به رسميت نمي‌شناسد و كماكان اصرار به رفتن اسد دارد.
- دولت تركيه در سوريه با مشكلات ميداني مواجه است. در شرق فرات با آمريكا همراه و در غرب فرات با آمريكا در چالش است. اين مسايل در بلندمدت مي‌تواند مشكل‌ساز شود. مسأله ادلب و تجمع تروريست‌ها در آن نيز از مسايل بغرنج است كه نمي‌تواند حل‌نشده باقي بماند.
- براي اينكه ايران و تركيه و سوريه به نوعي هماهنگي و همراهي برسند تركيه راهي ندارد جز به رسميت شناختن بشار اسد.
تركيه در سياست توازن‌بخشي خود در بين شرق و غرب تا حدي موفق عمل كرده است اما اينكه بتواند بين محور مقاومت به رهبري ايران و اخوان‌المسلمين هماهنگي ايجاد كند كماكان موفقيتي حاصل نكرده است.
- ايران و تركيه در مديريت بحران در روابط فيمابين موفق عمل كرده‌اند و شك نداريم كه هرگونه تنشي در هر يك از اين دو كشور به سرعت به ديگري منتقل مي‌شود و ثبات و امنيت طرفين به يكديگر گره خورده است.
- همكاري‌هاي ايران و تركيه مي‌تواند به آسياي مركزي و قفقاز نيز تسري پيدا كند. تركيه توانسته در اين مناطق نفوذ و حضور شايان توجهي پيدا كند.
- كودتاي ژوئيه 2016 باعث شد كه مدارس گولن در مناطق مختلف به ويژه آسياي مركزي در اختيار دولت تركيه قرار گيرد و عمق دولت را از لحاظ فرهنگي و آموزشي نيز در اين مناطق ژرفا بخشد.
- ايران و تركيه از طريق تقويت ارتباطات مردمي مي‌توانند ظرفيت‌هاي مناسبات‌شان را افزايش دهند. اين ارتباطات مردمي شامل ارتباطات نخبگان دانشگاهي نيز مي‌شود كه بسيار مهم است.

دكتر كورشاد ييلديز در پاسخ گفت:

- با عمده محورهاي اشاره شده توسط شما موافقم. در مورد مسأله شرق و غرب فرات نبايد از خاطر ببريم كه غرب فرات و نيروهاي PYD يعني آمريكا، تركيه نمي‌تواند در آنجا با آمريكايي‌ها وارد جنگ شود و اين يك مسأله دشوار است. طرح آمريكايي‌ها براي اتصال مناطق كردي به مديترانه يك پروژه جدي بوده است كه فعلا ناكام مانده است. تشكيل دولت كردي يك مخاطره جدي براي منطقه است.
- در مورد ادلب هم مي‌دانيم كه عمده شبه نظاميان مخالف دولت اسد در ادلب تجميع شده‌اند. اين مسأله با مشاركت روسيه و تركيه و سوريه و ديگر كنشگران قابل حل است اما حل آن بسيار دشوار است. مسأله ادلب استان حاتاي تركيه را نيز تحت‌الشعاع قرار داده است.