پايگاه تحليلي - خبري ايران بالكان : تازه ترين گفتگوي رسانه اي حميدرضا آصفي
جمعه، 16 مهر 1389 - 23:02 کد خبر:2941
ما هميشه تهديدها و تحريم‌ها را داشته‌ايم اگر از من نظر بخواهند، مي‌گويم تهديدها زماني جدي مي‌شود كه در داخل كشور انشقاق وجود داشته باشد.


حميدرضا آصفي كه روزگاري سخنگويي دستگاه ديپلماسي ايران را برعهده داشت حدود يك سالي است كه ديگر با وزارت امور خارجه ارتباطي ندارد؛ آخرين مسووليتش در دستگاه ديپلماسي در مقام سفير در كشور امارات بود. اين روزها در دفتر خود در خيابان ظفر به تحقيقات و به گفته خودش به استراحت مشغول است. هرچند دغدغه فوتبال او را عضو هيات‌مديره باشگاه استيل آذين كرده است. آصفي كه روزگاري مرد هميشه تكذيب از سوي رسانه‌ها لقب گرفته بود معتقد است رسانه‌هاي داخلي در اين موضوع از سوي كشورهاي غربي بازي خوردند.

به گزارش پايگاه تحليلي - خبري ايران بالكان (ايربا) گزيده‌اي از گفتگوي همشهري ماه با آصفي را كه در شماره 53 اين ماهنامه منتشر شده بخوانيد:

•  ديپلماسي عمومي در برابر ديپلماسي سنتي مطرح شد. در ديپلماسي سنتي دولت‌ها همديگر را هدف قرار مي‌دادند و اين ديپلماسي تا دهه‌هاي گذشته ادامه داشت ولي با ورود فناوري‌هاي جديد و فضاي مجازي ديپلماسي ديگري به نام ديپلماسي عمومي در كنار ديپلماسي سنتي به وجود آمد؛ در ديپلماسي سنتي بازيگران بسيار محدود بودند و به خاطر اين محدوديت نتايجي كه به دست مي‌آمد، بسيار محدود بود. در ديپلماسي عمومي ‌كه نه انتخاب بلكه ضرورت بود كشورهاي غربي به‌خصوص آمريكا اين نوع ديپلماسي را به خاطر اجتناب‌ناپذير بودن انتخاب كردند. اوج ديپلماسي عمومي را ما بعد از 11 سپتامبر شاهد هستيم. در ديپلماسي عمومي، حرف اول را فرهنگ مي‌زند و فرهنگ‌ها را مخاطب قرار مي‌دهد زيرا اگر به اجزاي ديپلماسي عمومي نگاه كنيد هر كدام شاخه‌اي از فرهنگ است؛ مانند رسانه‌ها، سينما، هنر، ورزش و... اينها شاخه‌اي از فرهنگ هستند. در ديپلماسي عمومي همه ابزار فرهنگي را به كار مي‌بريد تا مخاطبين خود را گسترده‌تر كنيد تا در اعماق مخاطب مستقيم يا غيرمستقيم نفوذ كنيد.

• الان ديپلماسي عمومي به گونه‌اي شده است كه آن را ركن چهارم روابط بين‌الملل مي‌دانند؛ به همين دليل است كساني كه در عرصه رسانه‌ها، ماهواره و تلويزيون قوي‌تر هستند در ديپلماسي عمومي هم قوي‌ترند و سياست خود را هم بهتر جلو مي‌برند.ما در جنگ دوم شاهد يك تظاهرات 400 هزار نفره ديجيتالي بوديم. اين مورد مربوط به 60-50 سال پيش است و در جنگ عراق هم اين موضوع بسيار بيشتر از گذشته شد. در جنگ عراق كه به جنگ فاكس نيوز معروف شد - چون اين جنگ را فاكس‌نيوز شروع كرد و به گونه‌اي فضا را آماده ساخت كه مردم آماده جنگ بودند طوري كه حمله آمريكا به عراق يك ضرورت تلقي مي‌شد- 600 خبرنگار حضور داشتند كه رقم بي‌سابقه‌اي در آن زمان بود و اين زمينه را براي ديپلماسي عمومي آماده كرد.

• يكي از كارهايي كه آمريكا در جنگ با عراق كرد، بازي با افسران عراقي از طريق اي‌ميل بود؛ يعني هر روز براي افسران عراقي از طريق دستگاه‌هاي عراقي اي‌ميل مي‌رفت و از اين طريق جواب هم گرفتند. رقمي كه در اين خصوص ذكر كردند، اين بود كه با 77 درصد افسران عراقي از طريق اي‌ميل ارتباط آن‌لاين برقرار كردند. اين‌گونه روش‌ها را ديپلماسي ديجيتالي مي‌گويند. براي ديپلماسي ديجيتالي هم چهار ويژگي نام مي‌برند؛ 1- دسترسي‌پذيري 2- فراگيري كه در اين مورد نهادهاي غيردولتي مي‌توانند موثر باشند 3- انعطاف‌پذيري و مورد چهارم هم ارتباط‌پذيري است. از سوي ديگر بايد بپذيريم كه نخبگان كشورها امروز با يكديگر ارتباط برقرار كرده‌اند. جالب است بدانيد كه فاصله نخبگان دو كشور توسعه يافته و در حال توسعه بسيار كمتر است تا فاصله نخبگان يك كشور با مردمان عادي خود و اين به خاطر ديپلماسي ديجيتالي و حتي ديپلماسي عمومي است. در يك جمله ديپلماسي ديجيتالي كار در فضاي مجازي و سايبري است. چيزي كه خيلي روشن است اينكه در ايران خيلي به ديپلماسي عمومي اهميت داده نشده است؛ ما حرفش را مي‌زنيم ولي نه براي آن برنامه‌ريزي مي‌كنيم و نه كار جدي انجام مي‌دهيم.

• اينكه در دولت‌هاي قبلي به آن پرداخته نشده بود، به خاطر تازگي ديپلماسي عمومي بود چون ديپلماسي عمومي بيشتر پس از 11 سپتامبر در صحنه بين‌الملل نمايان شد. همان موقع هم بخش ديپلماسي عمومي‌ در وزارت خارجه آمريكا به وجود آمد.

• در ديپلماسي عمومي كه در دنيا آمريكا سردمدار آن است از 11 سپتامبر به وجود آمد زيرا آمريكا لازم داشت بعد از حادثه برج‌هاي دوقلو - كه من هنوز هم نفهميدم اين حادثه چگونه رخ داد - براي اهداف بعدي زمينه‌سازي كند. همان زمان سايت وزارت خارجه آمريكا به 14 زبان درباره تروريسم برنامه پخش مي‌كرد؛ البته امكانات و توانايي كم و واقف نبودن به اهميت ديپلماسي عمومي در كشورهايي نظير ايران باعث شده است كه زياد به اين موضوع نپردازند.

• معتقدم شخص آقاي احمد‌ي‌نژاد - نه دولت ايشان - بيشتر به ديپلماسي عمومي پرداخته تا دولت‌هاي قبلي ولي ديپلماسي عمومي فقط در سفرهاي استاني خلاصه نمي‌شود. رمز موفقيت در ديپلماسي، به قول انديشمندان اين علم اين است كه «مهم نيست شما چه مي‌گوييد؛ مهم اين است كه ديگران چه مي‌شنوند.» شايد يكي از دلايلي كه در ديپلماسي عمومي موفق نبوديم، اين باشد كه به اين جمله زياد دقت نكرديم. ما در ديپلماسي عمومي چهار جزء داريم؛ يك اصل پيام است، ديگري كانال پيام، سوم مخاطب پيام و در نهايت هم موقعيت زماني و مكاني مهم است.

• در سه دوره گذشته هيچ رئيس‌جمهوري به اندازه آقاي احمدي‌نژاد مصاحبه نكرده است. هيچ رئيس‌جمهوري به اندازه ايشان به سازمان ملل نرفته است. هرچند مي‌توانيد نقدهايي به اين موضوع داشته باشيد ولي توجه شخص آقاي احمدي‌نژاد به ديپلماسي عمومي مطمئنا غيرقابل مقايسه با ديگر دولت‌هاست.براي تنظيم مصاحبه در دولت احمدي‌نژاد مشكلات به مراتب كمتر بود تا دولت خاتمي. براي حضور احمدي‌نژاد در مجامع مختلف مشكلات كمتر بود تا دولت گذشته. البته اين موضوع به روحيه افراد برمي‌گردد.

• آن زماني كه من سخنگو بودم، كارهايي را در زمينه ديپلماسي عمومي آغاز كرديم. شخص آقاي خرازي هم به دليل سابقه خبري خودشان (مسووليت خبرگزاري جمهوري اسلامي و رياست ستاد تبليغات جنگ) فرد خبري بودند و خبر را خوب مي‌فهميدند. ما در آن زمان سعي كرديم ديپلماسي عمومي را راه بيندازيم؛ ما در وزارت خارجه هر روز صبح «جلسه خبر» داشتيم و يكي از موثرترين جلسات همين جلسه خبر بوده است و يك روز هم اين جلسات تعطيل نشد.

• اينكه به من  لقب مرد هميشه تكذيب را داده بودند از سوي خارجي‌ها شروع  شد و رسانه‌هاي داخل هم بازي خوردند و اين خط را دنبال كردند. ببينيد، اگر شما را هزار بار متهم كنند كه در حوادث تروريستي دست داشتيد بايد هزار بار آن را تكذيب كنيد. غربي‌ها براي آنكه ما را خسته كنند اين موضوع را باب كردند و حتي يك تلويزيون لس‌آنجلسي اين موضوع را ابداع كرد تا ما را از تكذيب كردن بيندازند. در حالي كه مواضع سخنگويي من در آرشيو موجود است و كمتر از پنج درصد جلسات سخنگويي من به تكذيب گذشته است. من 500 جلسه كنفرانس مطبوعاتي زنده داشتم. جلسات سخنگويي من جز وقتي در مسافرت بودم به صورت منظم برگزار مي‌شد.

• ما هميشه تهديدها و تحريم‌ها را داشته‌ايم اگر از من نظر بخواهند، مي‌گويم تهديدها زماني جدي مي‌شود كه در داخل كشور انشقاق وجود داشته باشد. ما در طول هشت سال جنگ چرا هيچ‌گونه تهديدي احساس نكرديم چون ميان مردم و مسوولان وحدت بود. الان هم براي رفع تهديدها بايد اجازه شكاف بين صفوف ملت و دولت را نداد. در زمينه سياست خارجي هم بايد براي مقابله با تهديدها احساسي عمل نكرد كه برخي مواقع اين‌گونه عمل مي‌كنيم.